آه اي زمانه ي پر از جفا و پر ستم آه اي خرابه ي پر از ريا و درد و غم
من با توكلم به خدا زنده مانده ام آه اي ارابه ي متحرك به روي يم
در اين زمانه ي پر نيستي و هيچ و پوچ ترسم در اين ميان نتوانم به سر برم
آه اي خدا تو نيز به من هم توجهي بنما ز روي بخشش و لطفت كه من مرم ،
از راه تو به راه دگران و غير تو بي ياد تو چگونه توانم به هر دمم ،
باشم اميدوار ، به آينده ها ، به دور پس اي خدا تو هم كمكم كن كه سر نهم،
بر آستان طاعت و فرمان و اذن تو آه اي خدا چرا من خسته نمي پرم ؟،
از اين جهان به آن همه جا لطف و مهر تو بي لطف و مهر تو به يقين در جهنمم
پس اي خدا تو در همه جا باش حافظم تا در پناه تو همه رنجها بسپرم

