کتاب می خواندم که آمد و شروع کرد به قدم زدن در اتاق.انگار که تمرین رژه می کرد.تا اینکه بالاخره رضایت داد وسط اتاق بایستد.نگاهی به ساعتش انداخت و با خودش گفت:یک و نوزده(۱:۱۹).سر از کتاب برداشتم و به او گفتم:بیست!پرسید:یک و بیسته؟(۱:۲۰).گفتم:نه!یک و نوزده میشه بیست!خندید و من نگاهم رفت به طرف ساعت روی دیوار: ۱:۲۰ بود.
می دانید اگر از تمام ماهیهای دنیا بپرسید:((خشکی رو بیشتر دوست دارین یا آب رو؟)) جواب می دهند:((آب...آب...آب))این جمله را می توانید از روی حرکت لبهایشان بخوانید.

